نمايش جزئيات مقاله

ديگر مقالات

۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۸
۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸
۷ ارديبهشت ۱۳۹۸
۲۵ آذر ۱۳۹۷
۱۵ آذر ۱۳۹۷
۲۶ آبان ۱۳۹۷
۱۵ آبان ۱۳۹۷
۱۱ شهريور ۱۳۹۷
۲۹ مرداد ۱۳۹۷
۲۸ مرداد ۱۳۹۷
۱۴ مرداد ۱۳۹۷

اولين بار آگوست ۲۰۱۵ بود كه به همراه جمعي از دوستان و براي كنفرانسي علمي سوار بر قطار از جنوب غربي آلمان با طي مسافتي حدود ۱۱ ساعته راهي پراگ شديم. پراگ آن‌چنان ما را جذب كرد كه نه تنها سفر سه روزه‌مان را به مدت هفت روز تمديد كرديم بلكه در دو سفر بعدي به شهرهاي استراوا و برنو هم سر زديم. سفر به جمهوري چك كه بيش از ۱۰ ميليون نفر جمعيت دارد، خاطراتي به ياد ماندني را برايم رقم زد كه هيچ‌گاه از ذهنم پاك نمي‌شود.

شايد شماهم با من هم نظر باشيد كه هنوز در ذهن بسياري از ما ايرانيان، كشور جمهوري چك و كشور اسلواكي از هم مستقل نشده‌اند و آنان را به عنوان چكسلواكي مي‌شناسيم. اين كشور كه زادگاه بزرگاني همچون كافكا، فرويد و كوندراست، از قرن ۱۷ ميلادي تا پايان جنگ جهاني اول تحت سيطره امپراتوري اتريش-مجارستان قرار داشت.

با پايان يافتن جنگ و سقوط اين امپراتوري، سرزمين‌هاي تحت تسلط آن به كشورهاي مستقلي تقسيم شدند. يكي از آن‌ها كشور چكسلواكي بود كه در زمان جنگ جهاني دوم به تصرف ارتش نازي در آمد اما تا سال ١٩٦٨ با ساختار سياسي مشترك به حيات خود ادامه داد. پس از قيام ملي موسوم به بهار پراگ اين كشور به دو هسته خودمختار با سياست خارجي مشترك تبديل شد و در نهايت در سال ١٩٩٣ چكسلواكي به طور رسمي منحل شد و كشور چك با حكومت جمهوري پا به عرصه سياست بين المللي گذاشت. در پرونده امروز، علاوه بر خواندن يك خاطره جالب از هم كوپه شدن با يك آمريكايي در جمهوري چك با ويژگي‌هاي بارز معماري، سوغات، حمل و نقل و ... در اين كشور متفاوت آشنا خواهيد شد.

⭕️ معماري چك، پنجره‌اي رو به تاريخ اين كشور!

اگر در ميان بخش قديمي شهرهاي جمهوري چك پياده‌روي كنيد، پاداش‌تان خيابان‌هايي با سنگفرش‌هاي مرتب، پل‌هاي زيباي تزيين شده با مجسمه‌ها و تنديس‌هاي سنگي، ساختمان‌هايي با نماهاي يك شكل پيروي سبك معماري گوتيك، برج‌هاي شگفت‌انگيز و قلعه‌هاي مسحوركننده قرون وسطايي است. ساختمان‌ها در اين خيابان‌ها عموماً پنج يا شش طبقه با نماهايي به رنگ روشن و ساخته شده از سنگ هستند.

نماهاي هماهنگ و شيرواني‌هاي قرمز، منظره‌اي چشم‌نواز براي آنان كه از بالا، شهر را به نظاره نشسته‌اند، پديد آورده ‌است. بسياري از ساختمان‌هاي پراگ از اوايل قرن ۱۷ تا اواخر قرن ۱۹ ساخته و در سال‌هاي بعد با همان كيفيت بازسازي و قابل سكونت شده‌اند. بيشتر اين ساختمان‌هاي ۴۰۰-۳۰۰ ساله امروزه مجهز به آسانسور هستند. جالب است بدانيد كه عمر بعضي از اين آسانسورها كه هنوز هم با درهاي بسيار سنگين آهني قابل استفاده‌اند به ١٠٠ سال مي‌رسد. در كنار اين بناهاي تاريخي و كلاسيك، معماران مدرن هم دست از خلاقيت نكشيده‌اند. «ساختمان رقصان» بنايي است كه از نظر ظاهري و نماي خارجي همچون اسمش رقصان به‌ نظر مي‌رسد. اين ساختمان واقع در محل خانه‌اي است كه در اثر بمباران در روزهاي پاياني جنگ‌جهاني ‌دوم تخريب شد و به عنوان مركزي فرهنگي و اجتماعي و نماد صلح و اميد ساخته شده است.

⭕️ ارزش بالاي كريستال‌هاي خوش‌تراش چكي

مفهوم بازار در جمهوري چك با آن چه در اروپاي غربي ديده‌ايد، متفاوت است. در عبور از كوچه‌هاي بخش قديمي شهر پراگ، مغازه‌هاي كوچكي مشاهده مي‌كنيد كه صاحبان آن‌ها مشغول تراش دادن سنگ‌هاي تزييني و ساخت كريستال‌هاي معروف چكي هستند. در عبور از اين بازارچه‌هاي زيبا و تودرتو مي‌توانيد افزون بر ظروف كريستال، جواهرات و سنگ تراشه‌هاي ساخت دست هنرمندان چكي را با قيمت‌هايي بين يك تا چندين هزار كرون خريداري كنيد! هرچند بازار صنايع دستي چك نيز مانند صنايع دستي كشورمان در تصرف كالاهاي ارزان و بي‌كيفيت چيني درآمده اما هنر دست شيشه‌تراشان چكي اصالت خود را حفظ كرده است. بازار ظروف كريستال ساخت چك در كشور خودمان هم گرم است و خريداران گاهي مبلغي تا چند برابر كريستال‌هاي وطني يا چيني براي آن‌ها مي‌پردازند.

⭕️ پراگ، شهري براي زندگي در شب!

شهر پراگ، پايتخت و بزرگ ترين شهر جمهوري چك است. اين شهر ۱/۴ ميليون نفر جمعيت دارد و از نظر وسعت چهاردهمين شهر اتحاديه اروپاست. آب و هواي معتدل، رودخانه زيباي ولتاوا در ميانه شهر، جنگل‌هاي سرسبز در فاصله چندكيلومتري، معماري زيبا و دلپذير و درآمد سرانه بالاتر، كيفيت زندگي را در اين شهر نسبت به ديگر شهرهاي جمهوري چك افزايش داده است. بر خلاف ديگر پايتخت‌ها و شهرهاي بزرگ اروپايي كه با تاريك‌ شدن هوا، خالي از جمعيت مي شود و سكوت سراسر شهر را فرا مي‌گيرد، بسياري از مردم پراگ نيمه شب تصميم مي‌گيرند به خيابان بيايند و از زندگي شبانه شهر لذت ببرند.

افزون بر رستوران‌ها، كافي‌شاپ‌ها، سالن‌هاي سينما و تئاتر، اپرا و باشگاه‌هاي موسيقي، فروشگاه‌هاي موادغذايي و ميوه‌فروشي‌ها هم تا نيمه‌شب مشغول خدمت‌رساني به مشتريان شان هستند. يكي از دلايل زندگي شبانه در پراگ امنيت بالاي اين شهر است. نرخ پايين جرم و نداشتن درگيري‌هاي داخلي و بين المللي باعث‌شده است تا شاخص جهاني صلح در سال ٢٠١٦ ، اين كشور را از لحاظ امنيت در جايگاه ششم جهان قرار دهد. از سال ١٩٨٩ مدارس اين كشور مجاز به آموزش زبان انگليسي شدند و پيش از آن به دليل تسلط شوروي آموزش زبان روسي در مدارس اجباري بود. به همين دليل بسياري از افراد مسن اين كشور بر خلاف ديگر كشورهاي اروپايي، همچون سوئيس و آلمان قادر به انگليسي صحبت كردن نيستند.

⭕️ اوضاع عجيب چك تا زمان رهايي از كمونيسم

از سال ١٩٤٨ تا ١٩٨٩ اين كشور تحت تسلط بلوك شرق، شوروي و شاخه‌اي اقتدارگرا از حزب كمونيسم بود. در تمام اين دوران، مردم اين منطقه از بسياري از حقوق اوليه انساني محروم بودند. تفتيش عقايد و جست وجوي ناگهاني منزل و محل كار امري عادي به‌حساب مي‌آمد. روشنفكران جامعه به كارهاي پست همچون جارو زدن خيابان‌ها و تميز كردن شيشه‌ها گماشته و ثروتمندان ، مالكان مزارع و كارخانجات مجبور به ترك محل سكونت خود مي شدند تا در اقامتگاه‌هاي دولتي اسكان داده شوند و زمين‌هاي زراعي و كارخانجات آن‌ها به نفع دولت مصادره مي‌شد. هزاران نفر به جرم خيانت، بدون محاكمه اعدام مي شدند و خانواده‌هاي آن‌ها تحت خشونت و بدرفتاري قرار مي گرفتند و از حقوق شهروندي خود محروم مي‌شدند.

خريد يك دستگاه اشكودا كه خودروي ملي چك به حساب مي‌آمد، از هنگام ثبت نام تا زمان تحويل بعضاً تا ١٨ سال به طول مي‌انجاميد. خروج از كشور بدون مجوز ، امري غيرقانوني بود. مقصد و زمان سفر توسط دولت تعيين مي‌شد و اين احتمال وجود داشت كه هركدام از اعضاي يك خانواده در زماني متفاوت به كشوري متفاوت فرستاده شوند تا هرگونه احتمال فرار به حداقل برسد. جالب است بدانيد فرايند صدور اين مجوزها به قدري زمان بر بود كه بعضي از آن‌ها سال‌ها پس از مرگِ متقاضي به دست خانواده‌اش مي‌رسيد. اين وضعيت تا سال ١٩٨٩ ادامه يافت و سرانجام در اين سال با برگزاري انتخاباتي آزاد، حزب كمونيسم شكست خورد.

⭕️ قوانين جالب حمل و نقل در جمهوري چك

با گذشت سال‌هاي زياد از تسلط كمونيسم و جايگزين ‌شدن آن با اقتصاد آزاد و خصوصي‌سازي، رفته رفته اختلاف طبقاتي مردم در جمهوري چك افزايش يافته است. اگرچه با اعمال سرويس‌هاي سوسياليستي و نظام‌هاي پرداخت ماليات، بيشتر مردم سطح زندگي متوسطي دارند اما در عبور از خيابان‌هاي پراگ از اشكوداهاي نه‌ چندان با كيفيت به‌جا مانده از دوران كمونيسم كه شبيه لاداهاي روسي هستند تا ليموزين‌هاي ۱۵ متري كه مهمانان ويژه را جابه‌جا مي‌كنند، به وفور به چشم مي‌خورند.

افزون برخودروهاي شخصي، ايستگاه‌هاي مترو، ترامواها و اتوبوس‌هاي شهري تقريباً در تمام نقاط شهر ديده مي‌شوند. براي استفاده از آن‌ها مي‌توان بليت‌هاي تك‌سفره، روزانه يا هفتگي تهيه كرد. هيچ‌كس در هنگام سوارشدن به اين وسايل نقليه عمومي، مسئول چك‌كردن بليت مسافران نيست بلكه بازرسان به‌طور تصادفي و با لباس شخصي بليت برخي مسافران را چك مي‌كنند و در صورت ارائه نكردن بليت، جريمه‌اي تا ۴۰ برابر مبلغ بليت را دريافت مي‌كنند. يكي از شاخص‌هاي توسعه در پيشبرد صنعت يك كشور خطوط راه آهن است. جمهوري چك با وسعتي حدود ٧٩ هزار كيلومتر مربع، حدود ١٠ هزار كيلومتر ريل راه‌آهن دارد كه افزون بر حمل و نقل مسافر براي جابه‌جا كردن مواد اوليه جهت مصارف صنعتي استفاده مي‌شود.

⭕️ يك مهاجر آمريكايي در پراگ از تمايلش براي سفر به ايران مي‌گويد.

رابرت، پيرمردي آمريكايي و حدود ۸۰ ساله است. براي رسيدن به پراگ با هواپيما از سانفرانسيسكو به بازل رفته سپس قطاري ارزان قيمت را سوار شده است تا ۱۴ ساعت بعد مسير حدود ۷۰۰ كيلومتري را طي كند و به پراگ برسد. در كوپه نه چندان مدرن خطوط راه‌آهن آلمان رو‌به‌روي هم نشسته‌ايم و هيچ‌كدام از سر و صداي قطار خواب‌مان نمي‌برد. سر صحبت را باز مي‌كند. انگليسي را با لهجه آمريكايي غليظ صحبت مي‌كند، درست مثل اين كه كلينت ايستوود توي فيلم خوب، بد زشت حرف مي‌زند.

بعد از اين‌كه مي‌فهمد ايراني هستيم براي چند لحظه سكوت مي‌كند و از پنجره قطار بيرون را نگاه مي‌كند. تصور اوليه‌مان اين است كه بازتاب اخبار ايران در مجامع بين‌المللي او را به سكوت واداشته است اما بعد از چند ثانيه مي‌گويد كه خيلي دلش مي‌خواهد روزي بيايد و اصفهان و شيراز را از نزديك ببيند و خدا را چه ديدي شايد يك روزي بيايد.

او بعد از بازنشستگي، خانه و زندگي‌اش را در سانفرانسيسكو رها مي كند و سالي شش ماه به پراگ مي‌آيد. آن جا كنار خيابان «ماندولين» مي‌نوازد و مردم در كيسه‌اش پول مي‌ريزند. آهي مي‌كشد و چندين بار تكرار مي‌كند: «پراگ زيبا، پراگ زيبا، پراگ زيبا!» از ميان تمام شهرهايي كه در گوشه و كنار دنيا ديده پراگ را طور ديگري دوست داشته و بار دومي كه به آن جا آمده، سه ماه در يك هتل مانده و همسرش تنها به آمريكا بازگشته است. مي‌گويد: مردم در پراگ از ته دل مي‌خندند و زندگي جريان دارد. از كار زياد خسته نمي‌شوند و بعدازظهرها مي‌زنند بيرون، صداي ماندولينش را دوست دارند و سخاوتمندانه توي كيسه‌اش پول مي‌ريزند. كتابچه آموزش زبان چكي را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: «چقدر خوشبختيد كه زبان مادري‌تان انگليسي نيست! اين‌طوري تا آخر عمرتان مجبور مي‌شويد زبان ديگري را بياموزيد.»

بعدش هم مي‌خندد و اضافه مي‌كند: «من بدبخت را بگو كه در دهه هشتم زندگي تازه تصميم گرفته‌ام يكي از سخت‌ترين زبان‌هاي دنيا را ياد بگيرم، اين همه حروف ساكن پشت سر هم را آدم نمي‌داند چطور بايد تلفظ كند؟» قبل از اين‌كه به مقصد برسيم از او مي‌پرسم: «چرا همسرت را با خودت نمي‌آوري؟»، با صداي بلند مي‌خندد و پاسخ مي‌دهد: «در تمام عمر زندگي مشتركمان، دلش مي‌خواست طلاق بگيرد! از زندگي با يك نظامي آمريكايي كه تاكنون آدم‌هاي زيادي را كشته، خسته شده بود، خوب اين طوري من هم به او حق انتخاب مي‌دهم، لااقل شش ماه از سال مي‌تواند مطلقه باشد!»

منبع:
https://www.asriran.com/fa/news/666647/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF
كليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت براي شركت مسافرتي ديبا محفوظ مي باشد.